سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

در تربیت کودک سندرون داون اولین مساله پذیرش واقعیت و کنار آمدن با مشکل کودک است. در این میان پذیرش مادران به خاطر ارتباط تنگاتنگ و نزدیکتری که با کودک دارند مهمتر و موثرتر است. از بین مادرانی که بچه کوچک دارند برخی مثل من مشکل بچه شان را کاملا پذیرفته اند و برخی هنوز پس از سالها نتوانسته اند با این مشکل کنار بیایند. قبل از هرچیز اگر از واژه من استفاده می کنم امیدوارم حمل برخودستایی و تظاهر نشود. من فقط تجربه خودم را مطرح می کنم و قصدم این است که بگویم وقتی حتی فقط یک نفر این کار را انجام داده یا مید هد یعنی این کار شدنی است.

روی سخنم هم با کسانی است که هنوز مشکل فرزندشان را نپذیرفته اند.

نودو نه درصد ما تا قبل از بدنیا آمدن فرزندمان هیچ آشنایی با سندروم داون نداشتیم و صددرصدمان هم با به دنیا آمدن بچه دچار مشکل روحی شدیم. ظرفیت افراد متفاوت است. برخی همان روزهای اول مساله فرزندشان را پذیرفته اند و برخی هنوز بعد از سالها نتوانسته اندبا این مساله کناربیایند. ماکه بچه کوچک داریم یک شانس بسیار بزرگ داریم و آن هم وجود الگوهایی چون مهیار محمدباقر پرنیان و زهراسادات  ملیکا و تارا و شهرزاد است. خودم شخصا با دیدن اینها خیلی خوشحال شدم چون قبل از آن فکر می کردم تواناییهای بچه های سندروم محدود است و من قصد داشتم شمیم را به سطح بالایی از بروز این تواناییها برسانم . اما بعد دیدم آن قدرها هم سطح این بچه ها محدود نیست. وقتی می توانند به مدرسه عادی بروند موسیقی یاد بگیرند و حتی شغل داشته باشند یعنی این که تواناییهای قابل قبولی دارند.

اما در مورد تمام این افراد یک چیز مشترک است و آن این است که والدین مشکل فرزندشان را پذیرفته اند و سطح انتظارشان را تا سطح توانایی بچه پایین آورده اند و دوم این که تلاش کرده اند و برای تربیت بچه وقت گذاشته اند.

خواهش می کنم این مطالب را با دقت بخوانید:

کودک شما سندروم داون است چه بپذیرید چه نپذیرید.

باید او را خانواده و فامیل نشان دهید چه با سرافکندگی چه با سرفرازی.

باید او را به متن جامعه ببرید چه با خجالت و شرمندگی چه با عزت و سربلندی.

شب و روز من که شمیم را پذیرفته ام و او را مایه افتخار خود میدانم و از هیچ کاری برای پرورش بهترش فروگذار نیستم می گذرد و شب و روز او هم که وضعیت فرزندش را نپذیرفته و حتی در قلب خودش پایین ترین وضعیت را متصور است می گذرد. در هر حال می گذرد اما نتیجه اش چندسال دیگر مشخص می شود.

وقتی که بچه به سطح معرفی خودش میرسد. یکی می شود پرنیان و شهرزاد و ...

یکی هم که وضعیت بچه را نپذیرفته و هیچ کار مثمر ثمری برای فرزندش انجام نداده و بچه به جایی نرسیده و مایه شرمساری و سرافکندگی است.

من الان شمیم را به انواع کلاسها می برم یکی هم که مشکل بچه را نپذیرفته ممکن است او را به انواع کلاسها ببرد.

اما تفاوت ما دو نفر از زمین تا آسمان است.چرا که من از لحظه لحظه عمرم برای آموزش دخترم استفاده می کنم و ایمان دارم که او می تواند و میدانم که نتیجه این سرمایه گذاری مادی و معنوی را خواهم گرفت و چون این عقیده را دارم محال است ک به هدفم نرسم. اما کسی که مشکل فرزند ش را نپذیرفته با ناامیدی و اما و اگر و حسرت فرزندش را به کلاس می برد و آموزش بچه فقط در همان حد خواهد بود.

پس به نفع روحیه خودتان و آینده فرزندتان است که هرچه زودتر وضعیت کودکتان را بپذیرید و برای آموزش و پیشرفتش برنامه ریزی کنید.

موفق باشید

 

[ ۱۳٩۳/۱٢/٢٧ ] [ ٦:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب