سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

مطلب دیگری را آماده نوشتن کرده بودم اما دیروز اتفاقی افتاد که نزدیک بود طومار زندگیم در هم پیچیده شود. حدیث داریم که وقتی انسان به لحظه ی مرگ می رسد شیطان سعی میکند ایمان طرف را با عزیزترین چیزی که دارد معامله کند.

شاید باور نکنید من در لحظه ای که مرگ را جلوی چشمانم دیدم نه به شیما فکر می کردم نه به شمیم و نه به همسرم. به چیزی بسیار مسخره که بعد که هوشم به سرآمد واقعا متاسف شدم برای خودم و گفتم چقدر بدبختم من که ایمانم را به یک وبلاگ بفروشم.

شاید شما هم خنده تان بگیرد من در آن لحظه تنها فکری که به ذهنم رسید این بود که ای داد بیداد هیچ کس رمز ورود به سایت مرا ندارد که بتواند بعد از مرگ من وبلاگم را زنده نگه دارد. دیگر به این نیندیشیدم که وقتی خودم نیستم چه فایده از بودن وبلاگم. مطمئنا وبلاگ نمی تواند باقیات الصالحات باشد.یا این که رمز وبلاگ توی سیستم ذخیره شده و همین که صفحه پرشین بلاگ باز شود خود به خود وارد صفحه اصلی می شود.

به حمدالله به خیر گذشت و وبلاگم بی صاحب نشد. این قدر توی شوکم هنوز که نمی توانم درست بنویسم.

از دیشب تاحالا به این فکر می کنم که چقدر ما به مرگ نزدیکیم و چقدر او را دور از خودمان حس می کنیم. اگر می دانستیم که هرلحظه امکان مردن هست حتما بهتر از این رفتار می کردیم و بسیاری از مسایلی که روزانه در ارتباطات بین فردی با آن دست و پنجه نرم می کنیم  دیگر وجود نداشت.

شاید درست نباشد که بیش از این شما را در این حال و هوانگه دارم.

برای عوض شدن فضا این را بگویم که چند روز قبل مصاحبه ام با روزنامه همشهری چاپ شد که برخی از دوستان متنش را خواستند و چون خودم هم نتوانستم روزنامه را تهیه کنم از اینجا مطالعه اش کردم. البته یکی از دوستان لطف کرده بود عکسش را برایم فرستاده بود که از همین جا تشکر ویژه می کنم به خاطر زحمتی که کشیده بود.

[ ۱۳٩۳/٤/٢٥ ] [ ٥:٠۸ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب