سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

هجدهم مهر شمیم سه ساله شد. این مدت آن قدر گرفتارم که حتی نمی توانم تمرکز حواسی پیدا کنم و مطلبی بنویسم.

حتی نتوانستم عکسهای خوبی از تولدش بگیرم به خاطر این که میخواستم روز عید غدیر که تعطیل بودم برایش تولد بگیرم و همان روز یک مسافرت کوتاه یک روزه به شهرک تفریحی زاینده رود چادگان پیش آمد. کیک و وسایل تولد و دوربین را برداشتم که آنجا برایش تولد بگیرم ولی متاسفانه آنجا متوجه شدم که مموری دوربین را نبرده ام . خلاصه با موبایلم این عکسها را گرفتم:

 ببخشید هرچه تلاش میکنم نمیتوانم عکسهای دیگری بگذارم و توضیحاتی را که می خواستم روی تصاویر بدهم بی معنی خواهد بود.

از همه دوستانی که لطف داشتند نسبت به دخترم بسیار سپاسگزارم به خصوص آرام عزیزو دوست داشتنی

[ ۱۳٩۳/٧/٢۸ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب