سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

1- قبل از هرچیز معذرت میخواهم که نمی توانم جواب نظرات را بدهم نمی دانم چه مشکلی پیش آمده که وقتی جواب را می نویسم و روی ارسال کلیک می کنم اصلا انگار نه انگار. هیچ اتفاقی نمی افتد. به نظرم باید یک فکر اساسی برای وبلاگم بکنم چون عکس که نمی توانم بگذارم جواب نظر که نمی توانم بدهم و احتمالا کم کم حتی مطلب هم نتوانم بنویسم.

2- شمیم بالاخره توانست یک قدم بردارد. روز سیزدهم آبان که روز عاشورا هم بود در حرم حضرت معصومه نشسته بودیم و شمیم جوگیر شده بود و مرتب بلند می شد می ایستاد کمی دورتر گذاشتمش تا مزاحم عزاداریمان نباشد به محض این که ایستاد یک قدم برداشت و به طرفم آمد. روز عاشورا و حرم حضرت معصومه و ملت گرم عزاداری و شیون و زاری من نمی دانستم بخندم یا گریه کنم.

3- وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم چقدر اضطراب داشتم برای این روزها. از دو تا پنج ماهگی شمیم فقط به این فکر می کردم که کی می نشیند کی می ایستد کی راه می افتد. فهمیده بودم که میزان تاثیر کروموزوم اضافه بر شمیم در حد متوسط است و نه داون خیلی خوبی است نه بسیار بد. اما نمی دانستم این تاثیر چقدر نمود خارجی خواهد داشت.

اما حالا می بینم با این که سه سال و یک ماه دارد هنوز راه نیفتاده از لحاظ گفتاری هم حدود هشتاد کلمه می گوید و وارد ادای کلمات دو حرفی و حتی سه حرفی شده و درک ذهنی تقریبا خوبی دارد. اما مهمترین چیزی که با خود به همراه آورده عشق و شادی و آرامشی است که در خانه مان جاری شده. من به این که می بینم شمیم تلاشش را می کند و هر روز از روز قبلش متفاوت است راضیم .

می دانم که هیچ دو بچه داونی را نمی توان با هم مقایسه کرد و مهم این است که بتوانی تمام ظرفیت وجودی اش را به منصه ظهور بیاوری و برای این کار هم تلاش و هم وقت فراوانی نیاز است.

کاش وقتی در آینده برمی گردم پشت سرم را نگاه می کنم پشیمان نباشم که برایش کم گذاشتم.

[ ۱۳٩۳/۸/۱٦ ] [ ٧:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب