سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بالاخره پس از کش و قوس فراوان توانستم با موفقیت شمیم را از پوشک بگیرم.سال گذشته از اول خرداد که شیما تعطیل شد تصمیم گرفتیم با کمک هم و البته با همکاری شمیم پوشک را کنار بگذاریم. تا آخر شهریور موفقیت زیادی کسب کردیم ولی باز هم به ده درصد تلاش بیشتر نیاز داشتیم ولی پرستارش حاضر به همکاری نشد و همین باعث شد شمیم دوباره پوشک شود. آن موقع نمی دانستم چه اشتباهی مرتکب می شوم وگرنه مدتی مرخصی می گرفتم و پروژه را به اتمام می رساندم. همین نیمه کاره ماندن موجب شد شمیم تمام تابستان امسال حتی یک بار هم همکاری نکند و اول مهر دوباره روز از نو روزی از نو.

راستش نگران سلامتی دخترم شدم و یک سری چکاپ از ناحیه دستگاه دفع ادرار انجام دادم و وقتی از سلامتی اش مطمین شدم اجرای پروژه را به تابستان سال آینده موکول کردم. اما بابت مساله ای مجبور به مشورت با یک روانشناس شدم و در آن جلسه از هر دری سخن رفت از جمله طول پروژه از بوشک گرفتن شمیم.

ایشان توصیه کرد که همین الان کار را به انجام برسانم و منتظر تابستان نمانم چرا که ممکن است نه تابستان آینده و نه تابستانهای بعدی موفق نشوم. راستش این حرف ترس به دلم انداخت و با مادریار مهد صحبت کردم و از ایشان خواستم در انجام این کار کمکم کند. خوشبختانه حاضر به همکاری شد و در مدت دو ماه توانستم با موفقیت شمیم را از پوشک بگیرم.

حالا فقط مانده یک خانه که از از تا پایین نجس است و امسال عید باید همه چیز را از درو دیوار گرفته تا رختخواب و صندلی ماشین و مبلها و ... آبکشی کنم. هرچند امسال زحمت زیادی دارم اما ارزشش را دارد.

[ ۱۳٩٤/۱۱/۱۳ ] [ ٤:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب