سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

حالم از کلمه ترحم بهم میخورد. به نظرم منفورترین کلمه در ادبیات فارسی همین کلمه است. با این که اصلا برخورد نامناسب مردم اذیتم نمیکند و با این که اینقدر به وجود شمیم افتخار میکنم که هرگاه کسی حرفی بزند متقاعدش میکنم که اشتباه کرده ولی برخی اصرار دارند حالی کنند که نسبت به من  ترحم میشود. براحتی چنین افرادی را از حلقه ارتباطاتم حذف میکنم اما گاه آنقدر به من نزدیکند و غیر قابل حذف که نمیدانم چکنم.

متاسفانه اینقدر هم به درستی نگرششان اعتقاد دارند که اگر از حالا تا روز قیامت هم مجادله و مباحثه کنم باهاشان هیچ تغییری در نگرششان بوجود نخواهد آمد.

واقعا عقلم به جایی نمیرسد . یک بار یک نفر من گفت تو دیوانه ای که داری چنین زندگی ای را تحمل میکنی. گفتم مگر نمیگویی دیوانه ام؟ مگر نمیگویی زندگی ام؟ من دوووووووست دارم با همین دیوانگی همین زندگی را ادامه دهم. حتی برای نوع زندگی کردنم هم باید از شما نظر بخواهم؟

واقعا که!!!!!!!!!!!

 

[ ۱۳٩٤/۳/۱٠ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب