سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

قبل از این که شمیم به دنیا بیاید و با دنیای شمیمانه آشنا شوم هروقت مادری را میدیدم که فرزند معلول دارد و به او رسیدگی یا محبت می کند پیش خودم می گفتم حتما جلوی ما آبروداری می کند که حرفی نزنیم وگرنه بچه معلول چه محبتی می خواهد؟

اما بعد که شمیم به دنیا آمدو خودم وارد این وادی شدم دیدم این عشق مضاعف عطیه ای ویژه از سوی خدای مهربان است تا در کنار سختیهای مراقبت از چنین کودکانی بتوانیم از این لذت دوست داشتنی و دلچسب بهره مند شویم و با انرژی و انگیزه مضاعفی از فرزندمان نگهداری کنیم.

چند روز پیش به جشن تولد یکی از کودکان سندروم داون که البته حالا دیگر بزرگ شده و بیست و یکسال دارد دعوت شده بودم. فکر کردم یک جشن معمولی است اما وقتی وارد باغ شدم و محیط آتلیه ای و بسیار مزین باغ را دیدم فهمیدم تصورم اشتباه بوده است. وارد سالن که شدم و تزیین بسیار زیبای جایگاه عروس خانم  را دیدم مطمین شدم که جشن بسیار مفصلی تدارک دیده شده. در حالی که این خانواده سه فرزند سالم هم داشتند و تا کنون سابقه نداشت چنین مراسمی برای هیچکدام از آنان گرفته باشند. این قدر پدر و مادرش ذوق داشتند که انگار جشن عروسی خودشان بود.

حالا بخوبی حس آنان را درک می کنم و می فهمم چه نشاط و چه لذت درونی بابت تولد فرزندشان داشتند. بعد که از مادر پرسیدم گفت حدود ده میلیون تومان برای یک جشن صدنفره هزینه کرده اند و بسیار شادمان بود که توانسته بود به این ترتیب دل فرزندش را شاد کند.

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢٩ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب