سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

چند روز قبل شمیم را برای آزمایش خون و ... به آزمایشگاه بردم وقتی خانم متصدی خون شمیم را گرفت با یک لحن خاصی گفت مگر شما آزمایشهای غربالگری را انجام ندادید؟ گفتم چرا. گفت حتما یک جای معتبر نرفتید با خنده گفتم یعنی این آزمایشگاه معتبر نیست؟ دهانش بسته شد و دیگر حرفی نزد.

وقتی دیدم حرفی نزد گفتم من تمام آزمایشهای لازم را انجام دادم ولی خدا را شکر که هیچ کدام مشکل شمیم را نشان نداد وگرنه ممکن بود سقط کنم و خودم را از این همه برکت شادی رشد و پیشرفتی که در این مدت شاهدش بودم محروم کنم.

نمی دانم چرا این قدر به روال عادی عادت کرده ایم که نمی توانیم چیزی بیرون از این روال را بپذیریم. در حالی که قدرت خلقت خداوند بسیار فراتر از آن است که همه چیز را فقط در یک قالب بیافریند. گاهی که فرصت تفکر پیش می آید به این می اندیشم که حضور شمیم باعث ایجاد چه تغییر بسیار شگرفی در زندگی تفکر سطح آرزو و حتی سطح امید به زندگی من شده است و بسیار شاکر خداوند هستم که این فرصت را در اختیار من قرار داد. فقط گاهی ناراحت می شوم که چرا آن دوماه اول گلایه مند بودم و دیر حضور بسیار شگفت انگیز و روشنگر دخترم را پذیرفتم.

خدایا سپاس که این لطف را شامل حال من کردی.

خدایا سپاس که در من این لیافت را دیدی که زیباترین وجه آفرینشت را به من امانت دادی.

خدایا سپاس که شمیم هست. عشق هست. امید هست. آینده هست. تلاش هست. شادی هست.

خدایا سپاس

خدایا سپاس

خدایا سپاس

[ ۱۳٩٥/٦/۱ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب