سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

امروز به لطف ناخوشی ام مجبور به استراحت در رختخواب شدم و فرصتی شد به وبلاگ دوستانم سری بزنم.البته هیچکدام در سال نود و پنج آپ نشده بود. از این لحاظ بخودم امیدوار شدم.

مامان یاسین جان، بابای نازنین زهرا، ارام مامان حسنم، مامان ملیکا.... راستی ان روزها وبلاگستان چقدر آباد بود.یادش بخیر. دوستی داشتم بنام پاییز مامان آراز جان. خیلی دوستش داشتم ولی گمش کردم. پاییز جان اگر سری به وبلاگم زدی نشانی برایم بگذار.

با برخی از دوستان هم در تلگرام ارتباط دارم.مامان نازنین زهرای گل، بابای محمدجواد، گاهی آقای شمسیان دوست خوب کاردرمان....

ولی حیف که آن روزهای پر رونق وبلاگی تمام شد.امیدوارم تک تک دوستانم هرجا هستند خوب و خوش و سالم باشند.

[ ۱۳٩٥/٦/٢۳ ] [ ٧:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب