سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

نمیدونم یادتون هست یا نه که گفتم یکی از اقواممان دختر سندروم داون دارد. او دلسوزی بیش از حدی برای دخترش کرده بود و هیچ وقت از او کار نخواسته بود.به همین دلیل دختر بسیار تنبل و تن پرور بار امده بود و الان که بالای بیست سال سن دارد می نشیند تا دیگران یک لیوان اب برایش بیاورند. رفتار او درس بزرگی برایم شد و به محض ان که کاری از دست شمیم بربیاید دیگر برایش انجام نمیدهم ضمن اینکه در کارهای خانه هم وادار به مشارکتش میکنم. حالا دیگر او یک کمک حال حرفه ای شده و در هرکاری پابه پای من می آید و کمکم می کند. دیروز که مشغول کارهای خانه بودم لذت فراوانی بردم. مثلا برای پهن کردن لباسها تک تکشان را به دستم میداد و من روی بند پهن میکردم.وقتی جارو میزدم هرچیزی سرراهم بود برمیداشت و هرکدام را به دقت سرجایش میگذاشت.

برای آشپزی که خودش بسیاری از کارها را یاد گرفته و بدون آن که چیزی به زبان بیاورم برایم آماده می کند.

نمیدانید چه لذذذذذتی دارد زندگی با چنین دختری

[ ۱۳٩٦/٢/۱٦ ] [ ۸:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب