سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

وقتی با کوله باری پراز امید به اصفهان برگشتم به سراغ جراح قلب اطفال رفتم اما او توصیه کرد که اول جمجمه اش را عمل کنیم. وقتی نظر او را به اطلاع جراح جمجمه رساندم گفت ایشان به خاطر نحیف بودن بچه از زیر عمل فرار کرده وگرنه ابتدا باید قلبش را عمل کنید. با توجه به این که شمیم فشار ریه هم داشت می گفتند برای بیهوشی مشکل پیدا می کند. این کشمکش بین جراح قلب و مغز ادامه یافت و پای پزشکان دیگری هم به وسط آمد. یک روز از ساعت 8 صبح که از خانه بیرون رفتم تا ساعت ده شب از این مطب به آن مطب می رفتم و هیچ کس جواب قانع کننده ای به من نمی داد. شاید باور نکنید که اکثر آنها می گفتند اصلا چرا می خواهی این بچه را زیر تیغ جراحی ببری. هیچ فایده ای ندارد برای او کاری انجام دهی زیرا به هرجهت او مریض است شاید بتوانی قلب و جمجمه اش را درست کنی اما برای سندروم هیچ راه علاجی نیست. من می خواستم دخترم خوب شود به هر قیمتی ولی هیچ پزشکی حاضر به همکاری با من نبود. من بسیار عصبانی بودم زیرا کاری از دست بر نمی آمد من نمی توانستم این را به پزشکان تفهیم کنم که من می خواهم برای مشکلاتی که راه حل دارد اقدام کنم نه برای سندرومی که می دانستم هیچ راه درمانی ندارد.

مجبور شدم دست به دامن پزشکان تهران شوم یک هفته دربدر تهران بودم و پیش جراحهایی که می گفتند خیلی حاذقند رفتم ولی همگی نظرشان این بود که من به دخترم دست نزنم می گفتند او بیشتر از یک سال عمر نمی کند نیازی نیست برای این یکسال بچه را اذیت کنید.من خیلی ناراحت بودم نمی دانستم چکنم از طرفی نمی خواستم دست از تلاش بردارم از طرفی هم هیچ آینده روشنی در پیش رویم نمی دیدم

اما من نمی خواستم ناامید شوم. در آخر دست به دامن دکتر خودم شدم و از او خواستم به هر قیمت ممکن جمجمه شمیم را عمل کند. او گفت فقط ده درصد احتمال زنده ماندن دخترم هست. برو فکرهایت را بکن اگر راضی شدی بیا تا عملش کنم. همانجا رضایتم را اعلام کردم و او هم قبول کرد دخترم را عمل کند.

[ ۱۳٩٢/٥/٩ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب