سندروم داون روایتی نو از معصومیت
سندروم داون روایتی نو از معصومیت ، شمیم این معصومیت در دستان من 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

چندروز قبل طی مراسم باشکوهی با حضور مقامات کشوری و لشکری سفرهای نوروزی رسما افتتاح شد و خانواده ما به جزیره ی زیبا  و دیدنی قشم مسافرت کرد. من این جزیره را بسیار دوست دارم به خاطر طبیعت زیبا و محیط تقریبا بکر و از همه مهمتر آب بسیار خوشرنگ و زیبای دریای جنوب. حسن دیگری که قشم دارد وجود بازارهای فراوان با تنوع جنس بالا در کنار هم است به نحوی که ما طی یک بعداز ظهر کل خریدمان را انجام دادیم. فکر می کنم بهترین زمان برای رفتن به این جزیره اوایل اسفند تا اوایل فروردین است چون بعد از آن هوا بسیار گرم و برای ما غیرقابل تحمل می شود.

یک روز کامل از سفرمان به استفاده از طبیعت زیبای ساحل گذشت و لذتی که شمیم از این محل برد بیش از همه مان بود. بازی با آب و شن به طور کلی برای رشد ذهنی کودکان و به خصوص بچه های سندروم بسیار مفید است و اینجا شمیم هر دو را با هم داشت. اینجا شمیم مشغول حفر است و کلیه ماسه ها را با ذوق و شوق به اطرافش پخش می کند.

 

در نهایت حفره ی عمیقی حدود 30 سانتیمتر حفر کرد.

 

یک بار موج آمد و تمام ماسه ها را برد این قدر از این کار خوشش آمده بود که خودش مشت مشت ماسه ها را بر می داشت می برد می ریخت توی آب.

 

آخر سر هم با اشک و گریه از کنار ساحل جداش کردیم.

مدتی توی پارک کنار ساحل نشستیم یک بار خواستم بروم آب بیاورم که دیدم دخترم کفشهایم را دستش کرده و روی چمنها رژه می رود. همگی روده بر شده بودیم از خنده. البته بعد هم دیگر یاد گرفت و توی خانه هم تا غافل شویم کفشهایمان را می پوشد و روی زمین همین کار را می کند.

 

2- تقریبا از دوسالگی ارتباط برقرار کردن از طریق صحبت کردن را یاد گرفته و با این که هنوز نمی تواند کلمات دو حرفی استفاده کند ولی با همان یک کلمه هم به خوبی منظورش را بیان می کند. مثلا وقتی آب می خواهد لیوان را می آورد دستمان می دهد و می گوید آبو یا اگر چیزی بخواهد دستش را دراز می کند و با حالت آمرانه ای می گوید اده مثل این جا که دوربین را می خواهد.

 

 

3- شمیم علاقه شدیدی به کار با کامپیوتر دارد. وقتی من یا شیما پشت کامپیوتر می نشینیم آن قدر سروصدا راه می اندازد که مجبور می شویم بگذاریمش روی صندلی و در این هنگام است که دنیا دودستی تقدیمش می شود و دیگر به کسی مجال کار با کامپیوتر نمی دهد. اینجا هم باز باید با اشک و گریه از کامپیوتر جداش کنیم.

 

4- دو روز پیش صبح زود بیدار شدم تا قبل از رفتن به محل کار زیرزمین را تمیز کنم. باعجله کارم را تمام کردم و آمدم تا قبل از بیدار شدن شمیم بقیه ی کارهای خانه را انجام دهم اما به محض ورود با این صحنه مواجه شدم.

 

شمیم بیدار شده بود و بدون ایجاد سروصدا رفته بود سراغ کفشهایی که تازه خریده بودم و می خواست بلند شود با آنها راه برود اما هرچه کرد نتوانست. آن قدر محو این حرکات دخترم شدم که وقت از دست رفت و نتوانستم بقیه ی کارهایم را انجام دهم. اما بسیار شاکر خداوند بودم که دختری آرام و نجیب نصیبم کرده. شیما که دختری سالم است با این که ده سال دارد اما هر روز صبح با اعمال شاقه از خواب بیدار می شود و تا حدود نیم ساعت بعد از بیدار شدنش اصلا نباید با او حرف بزنیم چرا که آماج حملات زبانی قرار خواهیم گرفت. این هم از خصایص بچه های سندروم است که این قدر آرام و متین هستند.

کاش این قدر که نگران آینده بودیم کمی از ویژگیهای مثبتی که دارند لذت می بردیم. ویژگیهایی که باعث حسرت والدین بچه های سالم است.

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/۱٢/٢۳ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مامان شمیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام وقتی شمیم به دنیا اومد خیلی این طرف و اون طرف سرزدم تا در مورد سندروم داون اطلاعات کسب کنم ولی متاسفانه هیچ کس نبود که اطلاعات جامع و کاملی داشته باشه و باز من بودم و راهی جدید و ناشناخته. این طرف و اون طرف که سرک می کشیدم و چیزای تازه پیدا می کردم دعا می کردم کاش بقیه هم میتونستند این چیزا رو بدونند. اینجا محلی است که می تونم اطلاعاتمو در اختیارتون قرار بدم و خیلی خوشحال می شم شما هم اطلاعات جدیدی که یاد می گیرینو به من بگین.
صفحات دیگر
امکانات وب