ترحم

حالم از کلمه ترحم بهم میخورد. به نظرم منفورترین کلمه در ادبیات فارسی همین کلمه است. با این که اصلا برخورد نامناسب مردم اذیتم نمیکند و با این که اینقدر به وجود شمیم افتخار میکنم که هرگاه کسی حرفی بزند متقاعدش میکنم که اشتباه کرده ولی برخی اصرار دارند حالی کنند که نسبت به من  ترحم میشود. براحتی چنین افرادی را از حلقه ارتباطاتم حذف میکنم اما گاه آنقدر به من نزدیکند و غیر قابل حذف که نمیدانم چکنم.

متاسفانه اینقدر هم به درستی نگرششان اعتقاد دارند که اگر از حالا تا روز قیامت هم مجادله و مباحثه کنم باهاشان هیچ تغییری در نگرششان بوجود نخواهد آمد.

واقعا عقلم به جایی نمیرسد . یک بار یک نفر من گفت تو دیوانه ای که داری چنین زندگی ای را تحمل میکنی. گفتم مگر نمیگویی دیوانه ام؟ مگر نمیگویی زندگی ام؟ من دوووووووست دارم با همین دیوانگی همین زندگی را ادامه دهم. حتی برای نوع زندگی کردنم هم باید از شما نظر بخواهم؟

واقعا که!!!!!!!!!!!

 

/ 1 نظر / 21 بازدید
فاطمه.ب

بنده این اعتقاد و ایستادگی شما رو تحسین میکنم